![]() |
![]() |
|
|
مسابقات فوتبال جام ملتهاي اروپا شروع شده و به مراحل حساس رسيده در حالي كه هلند به تيم اول و دوم جهان يعني ايتاليا و فرانسه 7 گل زده بود و اميد اول قهرماني هم لقب گرفته بود امشب با شكست 3 بر يك مقابل روسيه از كورس خارج شد . اين رقابتها كه به نظر من از جام جهاني هم ارزش بيشتري داره تا الان تيمهاي بزرگي مثل فرانسه و پرتغال رو هم نا كام گذاشته . ما ايرانيها كه اكثرا طرفدار پرتغال و ايتاليا بوديم حالا احتمالا اميد به صعود ايتاليا داريم كه احتمال برخوردش به المان ممكنه زياد باشه . البته تركيه و روسيه به همه ياد دادند كه فوتبال به هيچ وجه قابل پيش بيني نيست پس ما هم زياد پيش بيني نميكنيم و منتظر فينال ميشيم چند تا عكس زيبا از حاشيه اين مسابقات انتخاب كردم كه اميدوارم مورد پسند باشه به اميد قهرماني ايتاليا
طرفداران آلمان |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 4:0 توسط محسن |
|
|
يونان پيش از ظهور سقراط دوران مختلفي را پشت سر گذاشت از جمله ارفنوس و ارفيك . هسيودوس و دانايان هفتگانه.بعد از اين دوران هم فيلسوفاني مانند آناكسيماندروس . فيثاغورث . هراكليتوس و ............ ظهور كردند. دانايان هفتگانه طبق شنيده ها و گفته ها كم و بيش بيست نفر بودند اما نامدارترين آنها هفت نفر بودند كه در آغاز قرن ششم پيش از ميلاد زندگي مي كردند و افلاطون از آنها به عنوان دانايان هفت گانه نام برده است. طالس . پيتاكو . بياس . سولون . كلئوبول . ميسون و شيلون البته هيچ كدام از اين افراد فيلسوف نبودند و فقط به عنوان واسطه تحول فلسفه طبيعت از آنها يادشده اما هدف من از نوشتن مطالبي در اين باره صرفا آشنايي شما با فلسفه نيست بلكه انديشيدن به سخنان زيبايست كه دانايان هفتگانه از خود به يادگار گذاشتند . اگر به زمان زندگي اين افراد نگاه كنيد حتما تعجب مي كنيد كه چطور در آن دوران يعني شش قرن پيش از ميلاد مسيح انسانهايي چنين فرهيخته زندگي مي كردند كه حتي در دنياي مدرن امروز هم نظيزشان كم ياب است طالس مي گويد : ضمانت پيش در آمد گرفتاري است از راه ناروا ثروتمند مشو بيكاري نا پسند است . بيكار مباش اگر چه ثروتمند باشي به همه كس اعتماد مكن پيتاكو : موقعيت درست را بشناس از قصد خود سخني مگو زيرا اگر به آن نرسي ريشخند خواهي شد بياس : بيشتر مردم بد هستند اگر كار خوبي انجام دادي آن را از خدا بدان نه از خودت سولون: از لذتي كه رنج به بار آورد خودداري كن به آساني دوست مگير اما دوستان خود را به آساني از دست مده اگر فرمان برداري را اموخته باشي فرمان دادن را نيز خواهي فهميد به هم ميهن خود بهترين چيز را سفارش كن نه خوشايندترين چيز را از چيزهاي ديده شدني به چيزهاي ديده نشدني پي ببر كلئوبول : در كارها اندازه نگه داشتن بهترين چيز است احترام پدر لازم است زياد سخن نگفتن و با ميل گوش دادن نيكو است هيچ كاري را نبايد به زور انجام داد با دختري كه هم طبقه توست ازدواج كن زيرا اگر از طبقه بالاتر زن بگيري به جاي خويشاوند ارباب خواهي داشت شيلون : خود را بشناس به پدر و مادر احترام بگذار زيان را به سود ناروا برتري بده به خشم چيره باش فرمانبردار قانون باش اگر حق تو پايمال شد تاب بياور ولي اگر با تو بد رفتاري شد دفاع كن ميسون : لذت ها سپري هستند ولي پرهيزگاري پاينده است در نيك بختي اندازه نگاه دار ودر بدبختي استوار و آرام باش شايسته پدر و مادر خود باش نسبت به دوستان خواه در بدبختي خواه در خوشبختي هميشه يكسان باش محسن : درسته كه عمل كردن به همه مواردي كه دانايان گفتند سخت به نظر ميرسه اما فكر كردن به اين جملات خيلي آسونه . پس اول فكر كنيم بعد تلاش كنيم تا خوب عمل كنيم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 3:57 توسط محسن |
|
|
سلام دوستان من اومدم با يه ويلاگ تكوني اساسي . و علت تاخير آپ كردن هم چيزي نبود جز ايام امتحانات و تقلبات و درگيريات و دستگيريات و مشروطيات . آره درست شنيدي !!!!!!اين چند مورد اخر خيلي جدي بود اخه من از پيروان مكتب ليزيسم هستم و ايام امتحانات بد جوري سرم شلوغه ليزيسم يه سري اصول و قاعده و تاريخچه داره كه الان براتون ميگم استاد ( ميم ) نوه ارشد حاج ميرزا عبدالله ملك المتقلبين در 16 نوامبر سنه 1985 ميلادي در يكي از عقب افتاده ترين شهرهاي عقب افتاده ترين كشور هاي جهان هفتمي به دنيا آمد دوران ابتدائي را با معدل ۲۰/۱۳ سپري كرد و فقط ۸ بار تجديد شد دوران طلايي راهنمايي ۴ بار اخراج شد و ۴۹ بار در حال فرار از مدرسه دستگير شد و 5 دبير را راهي بيمارستان و چند تن را روانه تيمارستان كرد اوج شكوفايي او در دوران دبيرستان بود كه ۳ بار مردودي و۱۷ بار اخراج با انظباط ۰/۷۵ در كارنامه درخشان خود داشت از جمله ركوردهاي به ياد ماندني او در دوران تحصيل ميتوان به موارد زير اشاره كرد : پريدن از ديوار ۹ متري مدرسه با وجود ۳ نگهبان ۲۴ مورد تقلب بديع و بي نظير كه عقل جن هم به اون نميرسه در آوردن شلوار آقاي ناظم و كار گذاشتن آن به جاي پرچم مدرسه و چندين موارد غرور آفرين ديگر او در حال حاضر دانشجو مي باشد و طي ۳سال ۳واحد را با موفقيت گذرانده و اكنون مشغول تاليف كتاب جديدش با عنوان ( عين الحيات في الامور التقلبات ) مي باشد از استاد ( ميم ) كتب ديگري به چاپ رسيده كه به اين شرح است : ليزيسم آري يا خير ( به چاپ ۱۶۹ رسيده ) ۹ماه انتظار ( در باب ۹ماه تحصيل در مدرسه ميباشد . با حاملگي اشتباه نگيريد ) تاريخ تقلب غرب و رنسانس الفرار في المدرسه الابرار ( اين كتاب در قم چاپ شد و ابرار نام مدرسه ابتدايي استاد بوده) از جيم تا بيم ( در باب جيم زدن از دانشگاه بدون بيم و هراس) فرار نامه (حاوي غزليات و اشعار استاد ) ايشان ۲ سال پيش مكتب ليزيسم را بنيان نهاد و طي اين مدت طرفداران و جان نثاراني از اكثر نقاط جهان پيدا كرد براي عضويت در اين مكتب شرط اول استعداد است و شرط دوم داشتن حد اقل ۳مشروطي و ۲درگيري در دانشگاه براي برقراري ارتباط با استاد ( ميم ) كافيست تا در قسمت نظرات براي وي پيام بگذاريد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 3:52 توسط محسن |
|
|
تصميم گرفتم تا از اين به بعد مطالبي در مورد تاريخ ايران . مردم . اديان و جشن ها و رسوم ايرانيان بنويسم و فكر مي كنم حتي اگه به تاريخ علاقه نداشته باشيد از خوندن اين مطالب خوشتون بياد ميدونيد كه دين ما ايرانيها پيش از اسلام زرتشتي بوده و هنوز هم خيلي از ايرانيهاي اصيل زرتشتي هستن. خيلي ازرسوم و سنن ما ديگه در كار نيست و بهضي چيزهايي كه هست نميدونيم از كجا اومده و اصلا فلسفش چي بوده مثل چهار شنبه سوري يا نوروز و ......... اسم اين پست رو ايران شناسي ميذارم و در اينده مطالب اين پست رو بيشتر خواهم كرد. براي شروع اشنايي با ماه هاي سال رو انتخاب كردم . ماه هاي سال شمسي ما در اصل به زبان پهلوي هستن كه من از نوشتن پهلويشون بخاطر احتمال تلفظ اشتباه خودداري كردم و در پايين خيلي خلاصه در موردشون توضيح دادم فروردين : ماه روان هاي پاسدار و پيشرفت دهنده ارديبهشت : به معناي راستي والاست .راستي جهاني و قانون دگرگون نا پذيري است كه آفرينش را نظم ميدهد. پس ارديبهشت ماه راستي و دادگري هاست خرداد : ماه خود شناسي ها و رسائي هاست و به معناي رسائي و كمال است امرداد ( كه به اشتباه مرداد تلفظ ميشود) : به معناي بي مرگي است زيرا اهورا مزدا بي آغاز .بي انجام و جاوداني است شهريور : ماه نيروي سازنده و به معناي توانايي برگزيدن است مهر : ماه دوستي . پيمان آبان : ماه آب ها ( اين ماه رو بعدا مفصل توضيح خواهم داد ) آذر : ماه آتش و فروغ دي : ماه دهش . دادار بهمن : ماه خرد نيك كه به معناي بهترين منش و خرد مقدس است اسفند : چهارمين فروزه بزرگ اهورا مزداست و به معناي افزاينده و مهر و آرامش يا آرامش افزاينده است مطالب بيشتر در آينده
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 3:45 توسط محسن |
|
سهراب سپهري شاعر خوش ذوق و هنرمند اهل كاشان بود و طرفداران بسيار زيادي از جمله خود من دارد.من هنوز سهراب را زنده مي بينم و با هر بار خواندن اشعار لبالب احساسش حس تازگي و تولد دوباره مي كنم. سهراب 15 مهر 1307 در كاشان به دنيا آمد و بعد از اتمام تحصيل در دانشكده هنر هاي زيباي تهران به استخدام شركت هاي گوناگون دولتي از جمله شركت نفت / وزارت كشاورزي و ...... در آمد.
او در اسفند 1340 به طور رسمي از مشاغل دولتي كناره گيري كرد.سهراب به كشورهاي مختلفي مانند: انگلستان / فرانسه / ژاپن / هند / برزيل / آلمان / آمريكا / يونان و مصر سفر كرد و در اكثر اين كشورها نمايشگاهي از آثار نقاشي خود را بر پا كرد.
از جمله كارهايي كه سهراب دوست داشت در زندگي انجام دهد نواختن تار بود كه سر انجام موفق به انجامش نشد. سهراب سپهري اول ارديبهشت 1359 در بيمارستان پارس تهران بر اثر بيماري سرطان خون در گذشت و روز بعد در صحن امامزاده سلطانعلي روستاي اردهال كاشان به خاك سپرده شد.
در زير قسمتي از شعر زيباي صداي پاي آب را با هم مي خوانيم : من به سيبي خوشنودم . و به بوييدن يك بوته بابونه من به يك آينه يك بستگي پاك قناعت دارم من نمي خندم اگر بادكنكي مي تركد من نمي خندم اگر فلسفه اي ماه را نصف كند من صداي پر بلدر چين را مي شناسم خوب مي دانم ريواس كجا مي رويد ماه در خواب بيابان چيست مرگ در ساقه خواهش . وتمشك لذت زير دندان هم آغوشي زندگي رسم خوشايندي است زندگي پروبالي دارد با وسعت مرگ پرشي دارد اندازه عشق زندگي چيزي نيست كه لب طاقچه عادت از ياد من و تو برود زندگي بعد درخت است به چشم حشره
زندگي سوت قطاري است كه در خواب پلي مي پيچد خبر رفتن موشك به فضا لمس تنهايي ماه زندگي فكر بوئيدن گل در كره اي ديگر زندگي شستن يك بشقاب است زندگي يافتن سكه دهشاهي در جوي خيابان است زندگي ضرب زمين در ضربان دل ما زندگي هندسه ساده و يكسان نفسهاست هر كجا هستم باشم . آسمان مال من است پنجره فكر هوا عشق زمين مال من است چه اهميت دارد گاه اگر مي رويند قارچ هاي غربت؟ من نمي دانم كه چرا مي گويند: اسب حيوان نجيبي است . كبوتر زيباست و چرا در قفس هيچكسي كركس نيست گل شبدر چه كم از لاله قرمز دارد؟ چشم ها را بايد شت . جور ديگر بايد ديد
چتر ها را بايد بست . زير باران بايد رفت فكر را خاطره را زير باران بايد برد زير باران بايد چيز نوشت . حرف زد . نيلوفر كاشت زندگي آبتني كردن در حوضچه اكنون است رخت ها را بكنيم . آب در يك قدمي است روشني را بچشيم . شب يك دهكده را وزن كنيم . خواب يك آهو را روي قانون چمن پا نگذاريم و نگوييم كه شب چيز بدي است صبح ها نان و پنيرك بخوريم و بكاريم نهالي سر هر پيچ كلام و نخوانيم كتابي كه در آن باد نمي آيد و كتابي كه در آن پوست شبنم تر نيست و نخواهيم مگس از سر انگشت طبيعت بپرد و نخواهيم پلنگ از در خلقت برود بيرون و بدانيم اگر كرم نبود زندگي چيزي كم داشت و اگر مرگ نبوددست ما در پي چيزي مي گشت و نترسيم از مرگ مرگ پايان كبوتر نيست . مرگ وارونه يك زنجره نيست مرگ در ذهن اقاقي جاري است مرگ در آب و هواي خوش انديشه نشيمن دارد مرگ با خوشه انگور مي آيد به دهان مرگ مسئول قشنگي پر شاپرك است مرگ گاهي ريحان مي چيند . گاهي ودكا مي نوشد گاهي در سايه نشسته است به ما مي نگرد و همه مي دانيم . ريه هاي لذت پر اكسيژن مرگ است پرده را برداريم بگذاريم احساس هوايي بخورد بگذاريم غريزه پي بازي برود . چيز بنويسد . به خيابان برود ساده باشيم چه در باجه بانك . چه در زير درخت كار ما نيست شناسايي راز گل سرخ كار ما شايد اين است كه در افسون گل سرخ شناور باشيم پشت دانائي اردو بزنيم صبح ها وقتي خورشيد در مي آيد متولد بشويم ريه را از ابديت پرو خالي بكنيم در به روي بشر و نور و گياه و حشره باز كنيم كار ما شايد اين است كه ميان گل نيلوفر و قرن پي آواز حقيقت بدويم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 0:24 توسط محسن |
|
|
كتابي كه در اين پست به شما معرفي مي كنم كتاب بسيار خوب و آموزنده ايست كه شما را با بزرگترين بازمانده تاريخ پارس ( تخت جمشيد) آشنا مي كند نام كتاب : از زبان داريوش نويسنده : خانم پروفسور هايد ماري كخ انتشارات : كارنگ در آينده چند پاراگراف از اين كتاب زيبا را براي شما خواهم نوشت |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 0:8 توسط محسن |
|
نه از آشنايان وفا ديده ام نه در باده نوشان صفا ديده ام زنا مردمي ها نرنجد دلم كه از چشم خود هم خطا ديده ام وفاي تو را نازم اي اشك غم كه در ديده عمري تو را ديده ام حريم خدا شد چه شبها دلم كه خود را از عالم جدا ديده ام برو صاف شو تا خدابین شوي ببين من خدا را كجا ديده ام
|
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 0:3 توسط محسن |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
اهدای عضو اهدای زندگی اگر مایل به اهدای عضو بعد از مرگ مغزی هستید کلیک کنید آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 |
| پیوندها |
|
سرزمين شعر ايرانيان |
|
RSS
|